![]() |
![]() |
|
| تو روزای خالی از عشق که رواج دل شکستن . . . ای خوشا رفتن و رفتن پل پشت سر شکستن |
|
سلام سلام صد تا سلام
عیدتون مبارک صد سال به این سال ها امیدوارم تو این سال گاو به همه آرزوهای گاوی(بزرگ)تون برسید.
یا مقلب القلوب٬ قلب دوست را شاد کن یا مدبر٬ خانه اش آباد کن یا محول٬ احسن الحالش نما از بدی ها فارق البالش نما
به یاد اونایی که سال پیش موقع سال تحویل کنارمون بودن و الان نیستن هم باشید و براشون یه صلوات بفرستید (اللهم صلی علی محمد و آل محمد) |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1 فروردین1388ساعت توسط مصطفی |
|
|
هنوز چشمانت با چشمانم عشق بازي مي کند شايد باور نکني!!! در تمام شعرهايم احساست مي کردم ... ودلم اين غم دان پر درد اين صندوقچه اسرارت هواي تو را بارها مي کرد و من قول تو را براي فردا ، بارها به او مي دادم و او مانند يک بچه از براي ديدنت مدت ها غروب آفتاب را نظاره مي کرد و هنگامه شب مرا به اغما مي کشاند.... و من عاجز از گفتن چيزها و ندانسته ها بارها او را تنبيه مي کردم.....!!! نميدانستم تو آنقدر برايم با ارزش بودي که هم جسمم و هم دلم را صدها بار به جان کندن کشاندم اين مرد....... اين من!!! نتوانست هيچگاه بگويد که چه دردي دارد..... و در تمام لحظه ها اشک خدا را هم بر روي ديدگانش مي ديد اما... امروز آن باران بوي ديگري داشت... در حوالي گلدان خالي دلم و صداي آن از بس که دلم خالي بود مي پيچيد و ساعتها صداي باران برايم تکرار دقايق بي سرانجام بود آن درد..... درد ديدن و نگفتن، کاش مي مرد اما اشکان خدا هم ديگر فايده اي ندارد.. ممنون از این همه لطفتون اینجا هنوزم خونه خودتونه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 27 بهمن1387ساعت توسط مصطفی |
|
|
مــي انــديــشــــم.... تويي كه تمام لحظات زندگي مرا محاصره كردي..... تويي كه نمي دانم كي خواهي آمد.... اصلاً بگو ببينم مي آيي؟ مي آيي.... تا با تمام دلتنگي هاي سرزمين آرزوهايم وداع كنم؟ مي آيي.... تا شقايق هاي قلبم دوباره جان بگيرد؟ مي آيي.... تا از درياي نگاهت قطره اي هم بر كوير چشمانم بريزم؟ مي آيي.... تا ستاره هاي آسمان زندگانيم از ناله هاي شبانه ام آرام بگيرند؟ كاش مي دانستم از اوج كدامين قله ، از دل كدامين شب ، از عمق كدامين جنگل خواهي آمد.... تا برايت قلبم ، اين بزرگ ترين سرمايه ام را پيش كش آورم و به تو بگويم دوســتــــت دارم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 27 دی1387ساعت توسط مصطفی |
|
|
پيوستي به رويا ، به خواب ، به خيال .... پيوستي به آنچه ديگر تکرارش برايم رنج آور است...
ديگر اين دلخسته را تاب براي زخم زبان نمانده ...رمقي اگر بود ... تابي اگر مانده بود.. نغمه اي اگر در عمق ناي خسته مانده بود ...تمام شد ...
همه چيز تمام شدنش را به رخ ديده مي کشيد ولي گويي ديده را تاب ديدن نبود ... اما شنيدن تاب آورد... ديگر بار براي درک واژه ي نبودن ... نبودنت را با جان مي آميزم و نيستي را در آغوش مي کشم ... حضورم کم رنگ مي شود و نبودن وجود را در برمي گيرد ... ديگر نه دستان را توان ... نه پاها را رمق ... نه چشمان را تاب ... نه دل را قرار ... نه تن را وجود مانده است ديگر هميشه هاي تکرار پايان يافت ... ديگر نه آغازي است و نه پاياني ... که اينجا پايان پايان است ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 14 آذر1387ساعت توسط باران |
|
|
سلام بچه ها خوبید؟ میدونید امروز چه روزیه؟ آره امروز چهارم آذره ولی چندین سال پیش تو همین روز یه اتفاق خیلی مهم افتاده آره اون روز ستاره به دنیا اومد ستاره اون روزو با اومدنش سرافراز کرد و به ماه آذر معنی داد آره بچه ها امروز تولد ستاره است بهش تبریک نمیگین؟ من از طرف خودم و همکارم به ستاره عزیز تولدشو تبریک میگم و آرزوی زندگی پر سعادت و خوشبختی براش دارم حالا براش بخونیم: تولد، تولد، تولدت مبارک بیا شمعا رو فوت کن که صد سال زنده باشی تولد، تولد، تولدت مبارک . . . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 آذر1387ساعت توسط باران |
|
|
سکوت چشمانم مرز زمان را مي شکند نگاه دلم براي بودنت هر لحظه تمنا مي کند . و بودنت تمام اميد زندگيم مي شود در تقدير بودنم باران نمي باريد اما از لحظه بودنت آسمان بارانش را ارزاني کرده دنياي دلم در اين تنگناي بودن در اين حس پرواز جز لحظه هاي با تو بودن آرزويي در دل ندارد
عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار ، از تنفر متنفر باش ، به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي کن و از جدايي جدا باش مهربانيت را ديده ام نه در خواب .. که در آبي ترين لحظه هاي آبي بودنت و آمده ام که بمانم اگر ماندنم را بخواهي ...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 20 آبان1387ساعت توسط مصطفی |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
دوست دارم تو را نظاره کنم
زیر پایت پر از ستاره کنم گر بپرسند نازنینت کیست دوست دارم به تو اشاره کنم |
| پیوندهای روزانه |
|
نامه های مریم نامه های مریم Ebru Gundes محمدرضا گلزار رضا صادقی دلبرگ old آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
هفته اوّل آذر 1387 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
متن عاشقانه شعر طنز و sms آموزشی و علمی عکس عمومی |
| نویسندگان |
|
مصطفی باران ستاره |
|
RSS
|
ستاره - تکیه گاه